خلوتگاه

برای تازه شدن هیچگاه دیر نیست


گفته اند اسبی به بیماری گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بیفتاد . صاحب اسب او را رها کرده و به داخل شهر شد مردم به او گفتند اسبت از چه بابت به این روزگار پرنکبت بیفتاد و مرد گفت از آنجایی که غمخواران نازنینی همچون شما نداشت و مجبور بود دائم برای من بار حمل کند .
یکی گفت براستی چنین است من هم مانند اسب تو شده ام . مردم به هیکل نحیف او نظری انداختند و او گفت زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار می کشیدم در کنارم بودند و امروز من هم مانند اسب این مرد تنهایم و لحظه رفتنم را انتظار می کشم .

می گویند آن مرد نحیف هر روز کاسه ایی آب از لب جوی برداشته و برای اسب نحیف تر از خود می برد . ودر کنار اسب می نشست و راز دل می گفت . چند روز که گذشت اسب بر روی پای ایستاد و همراه پیرمرد به بازار شد .
صاحب اسب و مردم متعجب شدند . او را گفتند چطور برخواست . پیرمرد خنده ایی کرد و گفت از آنجایی که دوستی همچون من یافت که تنهایش نگذاشتم و در روز سختی کنارش بودم .اندیشمند یگانه کشورمان ارد بزرگ می گوید : دوستی و مهر ، امید می آفریند و امید زندگی ست .
می گویند : از آن پس پیر مرد و اسب هر روز کام رهگذران تشنه را سیراب می کردند و دیگر مرگ را هم انتظار نمی کشیدند…

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٩ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |


پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم
پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن.
پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.
پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟
پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم، وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.

منبع:http://afsanehfallah.persianblog.ir/

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢۳ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط N .Kh نظرات () |

گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز.
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است،فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید.
اطرافت را نگاه کن همه زیبایی است،چشمان من و تو شاید خوب نمی بیند!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |

قدر 5 چیز را قبل از 5 چیز بدان:
- جوانی را قبل از پیری

- بی نیازی را قبل از فقر
- سلامتی را قبل از بیماری
- فراغت را قبل از سرگرم شدن
- و زندگی را قبل از مرگ

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |

شیر آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از کندترین غزال افریقایی کمی تندتر بدود تا از گرسنگی نمیرد. 

و غزال آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از تندترین شیر آفریقایی کمی تندتر بدود تا کشته نشود.
مهم نیست که تو شیر هستی یا غزال، مهم این است که فردا را از امروز تند تر بدوی. این راز بقاست.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |

 

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

   واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٤ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .


زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .


اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .


یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست

که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .


همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .


امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .


همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست

و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .


خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس

و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان . .


از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛

با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود

شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٤ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٩ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط N .Kh نظرات () |